Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}


صبر،بردباری،تحمل سختی ها،بخشش درهنگامه قدرتمندی ،صبر دربرابر ناگواری ها،صفاتی است که خداوند متعال به پیامبرش آموخته است.خداوند دراین باره به پیامبر(ص)می فرماید:« خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ ﴿199/اعراف﴾،دیگران راببخش ومردم رابه انجام کارهای نیک دعوت کن وازجاهلان دوری گزین.»

پیامبر(ص)درمقابل یاوه گویی های انسان های نادان ودرمقابل اذیت وآزارآنها ،کاری جز صبرو بردباری پیشه نکرد.ودراین راه هیچ گاه دچارلغزش نشد ،تاآثار خوب آن رادید.

قاضی عیاضی درکتاب شفا می گوید:درجنگ احد،دندان های جلویی پیامبر(ص)شکست وصورتش شکاف برداشت .اصحاب شدیدا ناراحت شدند وگفتند که،آنهارانفرین نماید.

ایشان فرمود:من نفرین کننده مبعوث نشده ام،بلکه برای دعوت مردم به حق مبعوث شده ام ودلیل رحمت برایشان هستم .بارالها ،قومم راهدایت کن،چراکه آنها آگاه نیستند.

بعدازاین عمل پیامبر(ص)عمربه ایشان گفت:ای رسول خدا،پدر ومادرم فدایت .نوح(ع)درحق قوم خود نفرین کرد وفرمود:« رَّبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا(نوح/26)»پروردگارا،هیچ یک ازکافران رابرروی زمین زنده مگذار.»

اگرنفرین کنی،همۀ مانابود می شویم ودرحالی که پشتت وصورتت زخمی شده ودندانت شکسته است،بازهم درحق این مردم دعا می کنی.

قاضی عیاض می گوید:درگفتار ورفتار دقت کنید وببینید که درجات کامل نیکوکاری ،فضل،اخلاق نیکو،کرامت نفس،صبروبردباری پیامبرچقدراست.تاجایی که ایشان فقط به صبر وسکوت اکتفاء نمی کند ،بلکه نسبت به آنها شفقت ومهربانی می نماید وبرای آنها دعا می کند وشفاعت می نماید.آنها راقوم خود یادمی کند وعذر آنها رانادانی شان می داند ومی فرماید:آنها آگاه نیستند.

انس بن مالک گفت:من همراه پیامبر(ص)بودم،درحالی که ایشان عبایی باحاشیۀ زبری به دوش داشت.یک نفر بادیه نشین نزد حضرت آمد وعبای ایشان راطوری کشید که اثر خراشیدگی آن برروی گردن مبارک ایشان دیده شد وسپس درکمال گستاخی گفت:ای محمد!ازاین اموالی که درنزدت هست وبرای خداوند است،به من بده که این اموال نه برای توست ونه ازآن پدرت.

پیامبرساکت بود.باز این مرد بادیه نشین ادامه داد:این اموال برای خداوند است ومن بنده اوهستم.

پیامبر فرمود:آیاجراحتی راکه به من رساندی به توبرسانم؟

آن مرد گفت:نه.

گفت:برای این که توکاربدرا باکار بد جواب نمی دهی.

پیامبرخنده ای کرد ودستورداد که برروی یکی ازشتران او،جو وبرروی شتر دیگرش خرما باربزنند.

احادیثی که پیرامون صبروبردباری وبخشش پیامبر (ص)درهنگامۀ قدرتمندی نقل شده،بسیارزیاد است.خوب است به این مطلب اشاره کنیم که پیامبر درمقابل آزار واذیت های کفار،فقط به پیروزی برآنها درفتح مکه اکتفا کرد وعلاوه براین،تمامی آنهارابخشید ،درحالی که دشمنان شکی نداشتند که پیامبر،آنان راریشه کن می کند وآبادی های آنان راخراب می نماید،ولی آن حضرت برخلاف اندیشۀ آنان عمل کرد وآنها رابخشید.

پیامبر (ص)درروز فتح مکه،به مردم مکه فرمود:شما فکر می کنید که من باشما چگونه رفتارمیکنم؟

آنها گفتند:به نیکی رفتار میکنی،چون توبرادر بزرگوار وپسربزرگوار ماهستی.

ایشان فرمودند:همان چیزی راکه برادران یوسف به اوگفتند:«لا تثریب علیکم الیوم.....(یوسف/92).امروز بسرزنش وتوبیخی برشما نیست.»بروید که آزاد هستید.

وبه این ترتیب عدۀ زیادی راکه قبلا ریختن خونشان راحلال اعلام کرده بود،ودستور قتلشان راداده بود،بخشید وازگناهانشان درگذشت ،مانند:

عکرمة بن ابی جهل که همانند پدرش ،پیامبر (ص)رااذیت می کرد ودشمنی می نمود وبرای جنگ باایشان پول خرج می کرد.

صفوان بن امیة بن خلف که دشمنی شدیدی باپیامبر داشت.

هبار بن اسود بن مطلب که زینب،دختر پیامبر (ص)راترسانید وباعث شد سقط جنین کند وبه همین سبب،پیامبر خون اورامباح اعلام کرد.اونزد پیامبر آمد وازکار بدش عذرخواهی کرد وگفت :ای رسول خدا ،ما مشرک بودیم وخدا به وسیلۀ تو ماراهدایت کرد وازهلاکت نجات داد،پس ازجهلم درگذر که من به گناهم معترفم.

پیامبر(ص)فرمود:من تورابخشیدم وخداوند تورامورد لطف قرار داده،چون به اسلام هدایت کرده است وگناهانی که قبل ازتاریخ اسلام انجام دادی،بخشیده شده است.

وحشی ،قاتل حمزه (ع)وقتی که مسلمان شد،پیامبربه اوفرمود:آیاتووحشی هستی؟

گفت:بله.

فرمود:به من بگو که چگونه عمویم راکشتی؟

اوجریان راتعریف کرد وپیامبر(ص)شروع به گریستن کرد وفرمود:ازجلویم دور شو.چ

عبدالله بن زبعری سهمی درمکه به پیامبر (ص)ناسزا گفت وسخنان زشتی نسبت به ایشان گفت. اودرروز فتح مکه فرار کرد،سپس بازگشت وعذرخواهی کرد ،پیامبر (ص)عذرخواهی اوراپذیرفت.

یارسول الملیک إن لسانی                    راتق ما فتقت إذ أنا بور

إذ أباری الشیطان فی سنن الغی           ومن مال میله ثبور

آمن اللحم والعظام لربی                       ثم قلبی الشهید أنت نذیر

«ای فرستادۀ خدا بازبانم می خواهم چیزی راکه خراب کردم اصلاح کنم واگر نکنم جزء خاسرانم.چراکه من درگمراهی وستمهای آن باشیطان همراهی می کنم وهرکسی که اینکار راکرده زیانکار است.گوشت واستخوانم به پروردگار ایمان آورد سپس قلبم برآن شهادت دادکه توبیم دهنده هستی.»

همچنین اواشعاری رابرای معذرت خواهی بیان داشته است:

انی لمعتذر الیک من الذی                   أسدیت اذ انا فی الضلال أهیم

فاغفر فدی لک والدای کلاهما              زللی فانک راحم مرحوم

ولقد شهدت بان دینک صادق                 حق وانک فی العباد جسیم

«ازاینکه به توناسزا گفتم،عذرخواهی می نمایم،چون درگمراهی شدیدی به سر می بردم .پدر ومادرم به فدایت !خطاهایم راببخش که تومهربان ورحیم هستی.شهادت می دهم که دین تو درست وبه حق است وتوبندۀ فرزانۀ خداوند هستی.»

همچنین،پیامبر(ص)ازدودشمن اصلی،هند جگرخوار وابوسفیان درگذشت،بااین که آنها پیامبر رابسیار اذیت کرده بودند.

هنگامی که امیر المومنین علیه السلام به دستور پیامبر یکی ازدشمنان جسور وگستاخ به نام نضر بن حارث رادرسرزمین صفراء کشت،دختر این مرد این اشعار سوزناک رابرای پدرش گفت:

محمد لأنت نجل نجیبة                     فی قومها والفحل فحل معرق

ماکان ضرک لو مننت وربما                من الفتی وهوالمفیظ المحنق

لوکنت قابل فدیةفلناتین                 بأعز مایغلو لدیک وینفق

فالنضرأقرب من أصبت وسیلة                 وأحقهم إن کان عتق یعتق

«ای محمد آیا توپسر آن مرد عفیف هستی درقومش شجاع شجاعان .به توضرر نمی رسید اگر عفو می کردی وچه سا که جوانمردی دراوج غضب عفو می کند. واگر فدیه می خواستی ماآنچه راکه درنزد توبسیار عزیز وگمراه است برایت می آوردم.

پس ما کسی ازنزدیکان توراخواهیم کشت اگر بگویی جان درمقابل جان بایستی قصاص شود».

هنگامی که پیامبر(ص)این اشعارراشنید فرمود:اگراین اشعار راقبل ازاین شنیده بودم ،دستورکشتن اورانمی دادم.

یکی ازعفو وبخشش های بزرگ پیامبر (ص)این است که هنگامی که آن زن یهودی،پاچۀ گوسفند زهر آلود رابه آن حضرت داد وایشان رامسموم کرد،بااینکه خودش نیز اعتراف کرده بود،ولی پیامبر اورابخشید.

امام باقر(ع)فرمود:آن زن یهودی رانزد پیامبر آوردند،آن حضرت پرسید:برای چه این کارراانجام دادی؟

زن یهودی گفت:پیش خودم گفتم:اگراوپیامبر باشد،این پاچۀ زهرآلود به اوضرری نمی رساندولی اگر حاکم باشد،مردم راازدست اوراحت می کنم.

بااین حال پیامبر(ص)آن زن رابخشید.

 

 

سیره وصفات پیامبر اعظم(ص)

تألیف :حاج شیخ عباس قمی